تبلیغات
شناخت مسییحیت - دوران پس از موسی (ع)
شناخت مسییحیت
درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت آشنایی بیشتر شما با دین مسیحیت ایجاد شده است و مطالب خود را ذیل موضوعاتی نظیر تاریخچه، آیین، قوانین و غیره به همراه تصاویری مرتبط ، ارائه می دهد . همچنین سعی دارد برخی جنبه های مورد نقد این دین را بیان نموده وبه دیدگاه دین اسلام در این زمینه ها بپردازد
امیدوارم با ارسال پیشنهادات و انتقادات سازنده خود شما نیز در ارتقای سطح کیفی این وبلاگ سهیم باشید
با تشکر مدیریت وبلاگ

مدیر وبلاگ : کاظم مؤیدی
نویسندگان
چهارشنبه 1390/04/8 :: نویسنده : کاظم مؤیدی

دوران پس از موسی(ع) تا اسارت بابلی

كتاب مقدس، عصر پس از وفات موسی (ع) را تا گماردن نخستین پادشاه بنی‏اسرائیل كه حدود دو قرن (1230 ـ 1023 ق.م) طول كشید، «عصر داوران» خوانده است. در این دوره ابتدا یوشع فرمان خداوند، رهبری قوم را برعهده گرفت و از رود اردن گذشت و پس از جنگ و كشتار بی رحمانه بسیار توانست با بنی‏اسرائیل كنعان را كه ارض موعود بود، فتح و آن را میان 12 سبط بنی‏اسرائیل تقسیم كند .پس از یوشع 15 نفر از بزرگان بنی‏اسرائیل که به رفع خصومت­ها در بنی‏اسرائیل می­پرداختند، تحت عنوان داور رهبریِ بنی‏اسرائیل را برعهده گرفتند.

آخرین داور سموئیل بود. او توانست پیروزی­های زیادی كسب كند تا اینكه رهبران بنی‏اسرائیل نزد او می­روند و از او می­خواهند تا برایشان پادشاه تعیین كند. او ابتدا نمی­پذیرد ولی سرانجام به امر خدا و با بیان شرایط سخت پادشاهی تسلیم خواست بنی‏اسرائیل می­شود و طالوت را به عنوان پادشاه برمی گزیند.[1] بدین ترتیب عصر پادشاهان[2]آغاز می­شود. بنی‏اسرائیل با طالوت پیروزی­های زیادی مقابل كنعانیان كسب كرد. در این جنگ جلیات (جالوت) فرماندة لشگر فلسطینیان، توسط داود با فلاخنی کشته شد و همین امر موجب پیروزی بنی‏اسرائیل شد. براساس كتاب مقدس، طالوت در ابتدای حكومت در مسیر الهی بود، اما بعدها از راه خدا منحرف شد و به همین سبب خداوند او را از حكومت عزل كرد و داود را به جای او برگزید.[3] داود پس از هفت سال و نیم حكومت در حبرون، شهر اورشلیم را فتح كرد و آن را مركز حكومت خود قرار داد و نام آن را شهر داود نهاد. او در تمام جنگ­ها صندوق عهد را كه تورات در آن قرار داشت با خود حمل می­كرد و همواره با ناتان نبی مشورت می­كرد.[4]

داود پس از چهل سال حكومت از دنیا می­رود و پسرش سلیمان با حمایت­های ناتان نبی و صادوقِ كاهن، جانشین او می­شود. او بزرگترین حكومت الهی را در اورشلیم بنا می­كند. از اقدامات او ساخت معبد بیت المقدس (هیكل سلیمان) است كه در سال چهارم حكومت او آغاز شد و هفت سال به طول انجامید و خداوند همان عهد ابراهیم، موسی و یوشع را از سلیمان نیز می­گیرد.

از كتاب مقدس چنین برمی­آید كه سلیمان در عهد خود با خداوند وفادار نماند و به سبب ازدواج با زنان بت پرست از خداوند دور شد و حتی بر اثر وسوسة همسران خود بر غیرخدا سجده كرد.[5] سلیمان 40 سال با اقتدار حكومت كرد و پس از او پسرش رَحُبعام به جای او نشست. به علت سخت گیری­های زیاد او، مردم به لشگر یَرُبعام بن نباط افرایمی از فرماندهان لشگر سلیمان پیوستند و علیه رحبعام قیام كردند و در نتیجه كشور به دو كشور شمالی و جنوبی تجزیه شد. اورشلیم در كشور جنوبی واقع شد كه فقط دو سبط یهودا و بنیامین در آن بودند، اما ده سبط دیگر در كشور شمالی و به مركزیت سامره تحت رهبری یربعام قرار گرفتند. به مرور حاكمان ابن دو كشور به سمت گناه و بت پرستی رفتند و انبیای بنی‏اسرائیل هرچه تلاش كردند موفق به هدایت مردم نشدند. آنان به بنی‏اسرائیل اعلام كردند كه براساس وعدة الهی، این امور موجب می­شود كه آنان دیگر قوم برگزیده نباشند، زیرا این گناهان موجب غضب الهی می­شود و براساس وعدة الهی اگر توبه نكنند سرنوشت بدی خواهند داشت.[6]

          بی­توجهی بنی‏اسرائیل به نصایح انبیا، موجب عملی شدن پیشگویی­های انبیا شد و در 722 قبل از میلاد، آشوریان به كشور شمالی حمله كردند و هر ده سبط را از بین بردند؛ و در 586 ق.م بخت نصّر حاكم بابل، به یهودا حمله كرد، اورشلیم را سوزاند، بنی‏اسرائیل را از دم تیغ گذراند و معبد سلیمان را ویران كرد وتابوت عهد و الواح را از بین برد. او بازماندگان را به بابل كوچ داد. این موضوع ازحوادث مهم در تاریخ بنی‏اسرائیل است كه به «جلای بابل» یا «اسارت بابلی» معروف است.

4. از حكومت كاهنان تا آوارگی بزرگ(گالوت) [7]

 كوروش در 538 قبل از میلاد بابل را فتح كرد و پس از آشنایی با قوم یهود، اجازة بازگشت آنان به اورشلیم را صادر كرد و در این راه كمك­های فراوانی به آنان كرد. پس از بازگشت آنان به اورشلیم میان یهودیان اختلاف افتاد و همین امر موجب تعطیلی ساخت معبد شد. پس از سال­ها اردشیر پادشاه ایران نحمیا (رهبر سیاسی) را به همراه عزرای كاتب (رهبر دینی) فرستاد تا معبد را بسازند. آنان حكومت كاهنان (حکومت رهبران دینی یهود) را بر پایة شریعت موسوی بنا كردند. با تأسیس حكومت كاهنان اجرای مراسم دینی آغاز شد.[8]

ازحوادث مهم این دوره تدوین نهایی متون مقدس یهودی وتشكیل انجمن­كبیریا سنهدرین (مجمعی متشكل از 72 نفر از علمای یهود برای قضاوت در میان قوم، و مطالعه، تفسیر و تعلیم تورات) توسط عزرا و نحمیا بود. همچنین در این دوره دو عنصر قوم و سرزمین اهمیت یافت و ارض موعود مختص یهودیان اعلام شد و حتی ازدواج با غیر یهود برای ماندن در ارض موعود حرام اعلام شد.

در 322ق.م امپراتوری یونان به­  فرماندهی اسكندر مقدونی جای امپراتوری ایران را گرفت.[9]  اسكندر، معبد را كماكان در اختیار كاهنان قرار داد و به آنان و معبد احترام می­گذاشت، پس ازاسكندر، ابتدا بطالسه مصر صد سال بر یهودیان حكومت كردند. در این دوران یهودیان در اجرای مراسم آزاد بودند و حتی كتاب مقدس یهودیان در این دوران و به دستور بطلمیوس دوم به یونانی ترجمه شد كه به ترجمة سبعینیه یا هفتادی معروف گشت. گرچه یهودیان در اجرای مراسم آزاد بودند، اما فرهنگ یونانی (هلنیست) به مرور غلبه ­یافت. زبان، ورزش، موسیقی و رقص­های یونانی طرفدار پیدا كرد. در مقابل حسیدیم (پارسایان) با این موج مخالف بودند و به حفظ سنت­ آبای یهود اصرار داشتند.

پس از صد سال، سلوكی­های سوریه، اورشلیم را از دست بطالسة مصر بیرون كشیدند و جزء قلمرو خود كردند. آنان به آزار و اذیت یهودیان پرداختند و معبد را غارت كردند. سلوكی­ها حتی یهودیان را مجبور به پرستش خدایان یونان مانند زئوس كردند و آنان را از التزام به روز شنبه، تلاوت كتاب مقدس و اجرای عمل ختان منع كردند و متخلف را اعدام می­كردند. ذبح خوك به نام زئوس در معبد اورشلیم توسط سلوكی­ها، خشم یهودیان را برانگیخت و سرانجام در قیامی به نام مكابیان، یهودیان توانستند به كمك یهودا مكّابی، لشگر شام را شكست دهند و در 165 ق.م اورشلیم و معبد را از نجاسات پاك كنند و حكومت مكابیان را بنا كنند. آنان تا 63 ق.م بر اورشلیم و یهودا حكومت كردند و به ترویج شریعت یهود و تفسیر كتاب مقدس پرداختند.

وجود تفاسیر مختلف از سوی فریسیان (رهبران دینی) و رشد فرهنگ هلنیزم به ویژه در میان صدوقیان (مالكان هیكل)، باعث نزاع­های فرقه­ای در میان یهودیان شد. اختلاف میان دو گروه عمدة صدوقیان و فریسیان به اوج رسید. با تشدید اختلاف، یوحنا هیركانوس حاكم مكابی كه از قدرت فریسیان هراس داشت، طرفدار صدوقیان شد و همین امر موجب قیام فریسیان و پیروان آنان شد و خون­های بسیاری ریخته شد. سرانجام برای حل مشكل، از حاكم رومی شام (كه به جای یونانیان قدرت گرفته بودند) برای داوری دعوت كردند. او نیز از ضعف یهودیان استفاده كرد و به جای داوری در سال 63 ق.م به یهودا لشكر كشید و حكومت مكابیان را از بین برد و بدین ترتیب كشور یهودا تابع امپراتوری روم شد. گرچه در زمان حكومت هرودس آنتیپاس رومی، كشور یهودا آباد گشت و معبد اورشلیم از نو مرمت و با مرمر بنا گشت و علمای یهود قدرت مالی و سیاسی یافتند، اما یهودیان همچنان از رومیان متنفر بودند. در این­دوره باردیگر اندیشة مسیحا و ظهور منجی رونق یافت. همزمان عیسی­بن­مریم به­عنوان مسیحا ظهور كرد، اما چون مخالف اندیشة صدوقیان و فریسیان بود و پیروز هم نشد، مورد حمایت یهود قرار نگرفت.

اهانت حاكم رومی به یهوه ومعبد، و غارت اموال معبد موجب نزاع و شورش­های عمومی شد. سرانجام در سال 66 میلادی و در اواخر سلطنت نرون (قیصر روم) تمام یهودیان علیه رومیان متحد شدند و جنگی بزرگ درگرفت. پس از مرگ نرون، وسپاسین قیصر روم شد. او پسرش تیتوس رومی را مأمور ادامة جنگ با یهودیان كرد. او در 70 میلادی پس از یك ماه محاصره، وارد اورشلیم شد. شهر را سوزاند و معبد سلیمان را ویران كرد. پس از این واقعه، یهودیان در سراسر جهان پراكنده شدند. به این وضعیت به عبری گالوت گویند. قلیلی نیز در اورشلیم ماندند كه آنان نیز در 132میلادی بر ضد هادریانوس (قیصر روم) كه می­خواست معبد ژوپیتر را بر ویرانه­های معبد سلیمان بسازد، قیام كردند و از بین رفتند. در این قضیه صدوقیان از بین رفتند و فقط فریسیان كه رهبران دینی قوم بودند و همراه قوم به آوارگی رفته بودند، باقی ماندند. آنان با تفسیر دین و ساخت مدارس علمیه، دین یهود را زنده داشتند كه نقش ربای یوحانان بن زكای (مؤسس مدرسه یونه) در این میان برجسته تر است.

5. از آوارگی بزرگ تا عصر حاضر

پس از تخریب معبد و آوارگی یهودیان در جهان، آیین عبادت و رسم قربانی تعطیل شد وتاكنون نیز تعطیل ماند. در این ایام اندیشة ظهور مسیحا (از نسل داود) بار دیگر اوج گرفت و یهودیان پس از موسی و كورش منتظر منجی­ای ماندند كه مسح شده از طرف خدا باشد و برای نجات قوم ظهور كند. این اندیشه منجر به ظهور بسیاری از مدعیان دروغین مسیحایی در یهود شد كه گاه ضربات جبران ناپذیری را بر یهود وارد كرد.

با غلبة مسیحیت در امپراتوری روم وضعیت یهودیان سخت­تر شد و كینة برخورد یهودیان با پیروان عیسی، سرباز كرد و مسیحیان شدیداً به آزار و اذیت یهودیان پرداختند. فشار پاپ و كلیسا و به تبع آن قیصر در قرون وسطا باعث یهودآزاری توسط مسیحیان شد. نمونه­هایی از این آزارها عبارتست از:

1.       دستور پاپ اینوسنت سوم، در سال 1215م مبنی بر نصب وصلة زرد بر روی سینة یهودیان برای تحقیر، كه به وصلة رسوایی معروف بود؛

2.      دستور پاپ در 1239م مبنی برسوزاندن تلمود كه منبع فقه یهود و مكمل تورات است؛

3.      تأسیس دادگاه تفتیش عقاید در قرن پانزدهم توسط كلیسا و دستور برای سكونت یهودیان در گتو؛

4.      منع ورود یهودیان به مجامع صنفی، و نداشتن حقوق شهروندی؛

5.      ضبط اموال یهودیان به بهانه­های واهی، و برنگرداندن بدهی­های آنان از طرف مسیحیان.

اما از سوی دیگر در همین دوران، یهودیان در ممالك اسلامی آزادی­های دینی، مدنی، سیاسی و علمی داشتند كه نمونة آن در حكومت فاطمیونِ مصر، در اندلس و در امپراتوری عثمانی مشهود است. رشد ادبیات، شعر و فلسفة یهودی، زیر نظر حكومت­های اسلامی بود كه اوج آن را در جامعة یهودی اندلس و در شخصیت­هایی مانند موسی بن میمون می­یابیم.

دورة رنسانس و شك­گرایی در اصول مسیحیت، و سپس جنبش پروتستانتیسم، به آزادی­های مدنی یهودیان در اروپا كمك كرد، اما همچنان جریان یهودستیزی در مسیحیت رواج داشت تا این­كه روشنفكران یهود مانند موسی مندلسون، تصمیم گرفتند با اصلاحاتی در دین، از بسیاری از اصول، دست بكشند و با جامعة اروپایی، همنوا شوند و دیگر ارض موعود، اورشلیم و مانند آن مطرح نشود. آنان حتی در نماز، روزه و دیگر موارد شریعت نیز قایل به اصلاحات شدند؛ تا از آزار و اذیت مسیحیان در امان بمانند. این جریان به اصلاح طلبی معروف گشت.[10]

غلبة جریان اصلاح طلبی در یهود كه دیگر بر اندیشة انتظار ظهور مسیحا و دعا برای ظهور او معتقد نبودند، باعث شد اختلاف میان یهودیان اصلاح طلب و راست كیش به اوج برسد كه هنوز باقی است. در مقابلِ آنان، محافظه­كاران به وجود آمدند كه سعی در جمع میان مدرنیسم و اصلاح طلبی با سنت و راست كیشی داشتند.

سرانجام پس از جنگ جهانی دوم در سال 1947م، مجمع عمومی سازمان ملل به بهانه قتل عام یهودیان توسط نازی‏ها، رأی به تجزیه خاك فلسطین و ایجاد كشور جدیدی به نام اسرائیل داد. گرچه این رأی به نفع یهودیانِ صهیونیزم بود، اما اعراب و مسلمانان این رأی را نپذیرفته و هنوز مقاومت، درگیری و كشتار در اسرائیل ادامه دارد...



[1]. سموئیل 3: 1 به بعد و 8: 1 به بعد.

[2]. برای مطالعه بیشتر در مورد عصر پادشاهان به كتاب‏های: اول و دوم سموئیل، اول پادشاهان؛ اول تواریخ ایام مراجعه شود.

[3] . اول سموئیل باب 15 به بعد.

[4] . دوم سموئیل باب­های 1 تا 7.

[5]. اول پادشاهان 11: 1 به بعد.

[6].  برای آگاهی از داستان تجزیة بنی‏اسرائیل ر.ك:  اواخر كتاب اول پادشاهان و اوایل كتاب دوم پادشاهان از صحف عهد عتیق.

[7]. برای مطالعه بیشتر ر.ك: كتاب مقدّس:كتاب‏های  اول و دوم پادشاهان، اول و دوم تواریخ ایام، عزرا، نحمیا، حجَّی؛

[8]. شرح تفصیلی این واقعه در كتاب­های عزرا و نحمیا از صحف عهد عتیق بیان شده است. نكتة قابل ذكر این است كه نام این قوم در تاریخ، قبل از جلای بابل، بنی‏اسرائیل و پس ازجلای بابل، یهود است.

[9]. برای مطالعه بیشتر ر.ك:  اپوكریفای عهد عتیق: كتاب اول مكابیان؛ كلاپرمن، پیشین، ص53 به­بعد؛ ابا ابان، پیشین، ص91 به­بعد؛ كایل ییتس، پیشین، ص596 به­بعد؛ جان ناس، پیشین، ص542 به­بعد و... ..

[10]. See: Alan Unterman, Ibid, p 217-220.





نوع مطلب : تاریخ یهودیت،
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

چت

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا