تبلیغات
شناخت مسییحیت - داستان حضرت موسی به روایت قرآن و تورات
شناخت مسییحیت
درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت آشنایی بیشتر شما با دین مسیحیت ایجاد شده است و مطالب خود را ذیل موضوعاتی نظیر تاریخچه، آیین، قوانین و غیره به همراه تصاویری مرتبط ، ارائه می دهد . همچنین سعی دارد برخی جنبه های مورد نقد این دین را بیان نموده وبه دیدگاه دین اسلام در این زمینه ها بپردازد
امیدوارم با ارسال پیشنهادات و انتقادات سازنده خود شما نیز در ارتقای سطح کیفی این وبلاگ سهیم باشید
با تشکر مدیریت وبلاگ

مدیر وبلاگ : کاظم مؤیدی
نویسندگان

حضرت موسی علیه اسلام                                               

داستان تولد و رشد حضرت موسی(ع) در تورات و قرآن بسیار به یكدیگر شبیه است مگر اینكه در تورات دختر فرعون، موسی را سرپرستی می­كند نه همسر فرعون؛ و او نام موسی (در عبری موشه، یعنی از آب بیرون كشیده شده) را بر او نهاد. بدین سان موسی نزد مادرش و تحت حمایت دختر فرعون در قصر رشد یافت. موسی(ع) پس از قتل یك قبطی در دفاع از یك بنی اسرائیلی، به مدیان فرار كرد و پس از آشنایی با یترون (شعیب) با صفوره دختر او، ازدواج كرد و به شبانی گوسفندان او مشغول شدو......

روزی در بیابان شعله­ای بر او ظاهر شد و ندایی آمد كه ای موسی نزدیك بیا، كفش­هایت را دربیاور؛ زیرا در مكان مقدس ایستاده­ای. من خدای تو و اجداد تو هستم و دعای بنی­اسرائیل را اجابت نمودم و تو را برای رهایی آنان فرستادم. نزد فرعون برو و آنان را نجات بده. موسی(ع) پس از اجازة همراهی برادرش هارون(ع)، و دریافت چندین معجزه از طرف خدا رهسپار مصر گردید.[1] 

فرعون ابتدا دعوت موسی(ع) را نپذیرفت حتی ساحران را به جنگ او آورد. پس از غلبة موسی(ع) بر ساحران و ارائة چندین معجزه (مانند: تبدیل كردن آب­ها و نهرهای مصریان به خون، زیاد كردن قورباغه، مگس، پشه و ملخ، مرگ حیوانات، و تگرگ) باز هم فرعون تسلیم نشد. سرانجام موسی(ع) فرعون را تهدید به مرگ نخست زادگان[2] كرد، فرعون نپذیرفت. اما پس از مرگ نخست زادگان به ویژه نخست زادة فرعون، او تسلیم شد و به موسی اجازة خروج با بنی­اسرائیل را داد. موسی(ع) بنی­اسرائیل را به سمت كنعان می­برد كه فرعون پشیمان شد و دستور تعقیب آنان را صادر كرد. وقتی در نزدیكی دریای سرخ به بنی­اسرائیل نزدیك شد موسی(ع) با معجزه­ای دریا را شكافت و بنی­اسرائیل را نجات داد و هنگام عبور سپاه فرعون آنان را غرق كرد.[3]

          داستان بعثت موسی(ع) و نجات بنی­اسرائیل در تورات شباهت­های زیادی به بیان قرآن دارد. پس از عبور بنی‏اسرائیل از دریا، آنان در شبه جزیره سینا توقّف كردند و به مدت40 سال در صحرای سینا سرگردان بودند.[4] سه ماه پس از خروج بنی‏اسرائیل از مصر، حضرت موسی(ع) برای گفتگو با خداوند به بالای طور (كوه) سینا رفت و در آنجا ده فرمان را دریافت كرد.

وقتی موسی(ع) در مراجعت از طور سینا تأخیر كرد، بنی‏اسرائیل نزد هارون(ع) رفتند و از او خواستند كه برایشان خدایانی بسازد. هارون نیز از زیور آلات آنان، گوساله‏ای ساخت و آنان را به پرستش آن تشویق كرد.[5] خداوند موضوع را به موسی(ع) اطلاع داد و خواست بنی‏اسرائیل را هلاك كند اما بر اثر شفاعت موسی(ع) صرف‏نظر كرد. موسی لوح‏ها را برداشت و به سوی بنی‏اسرائیل رفت و وقتی آنان را دید، لوح‏ها را بر زمین كوبید و خرد كرد. سپس به مؤاخذه هارون پرداخت، گوساله را سوزاند و خرد كرد و در آب ریخت و به بنی‏اسرائیل نوشاند، سپس امر كرد كه شمشیرهای خود را بردارند و به مدت نصف روز یكدیگر را بكشند و هر كس جان سالم به در بَرَد، مورد عفو خداوند قرار گرفته است. سپس خداوند به موسی(ع) دستور داد كه وی دو لوح سنگی مانند لوح‏های خرد شده بتراشد و وصایای مذكور را بر آن‏ها بنویسد. سپس موسی(ع)، احكام خدا را به آنان آموخت و در صحرای سینا حكومتی برپا كرد و تا آخر عمر رهبری این حكومت را بر عهده داشت. عهد خداوند (دادن ارض موعود در مقابل اطاعت خداوند) همچنان پابرجا بود. سرانجام موسی(ع) در 120 سالگی در موآب حوالی بحرالمیّت از دنیا رفت و بنی‏اسرائیل 30 روز برای او عزاداری كردند. و جالب اینجا است که خود موسی این مطالب را در آخر سفر تثنیه نوشته است که منتقدین همین مسئله را یکی از دلایل تحریف و یا ننوشته شدن این سفر توسط حضرت موسی ع می دانند. پس از حضرت موسی، وصی او حضرت یوشع بن نون رهبری دینی مردم را بر عهده گرفت و مأموریت یافت بنی‏اسرائیل را به ارض موعود و كنعان ببرد.



[1]. خروج 3: 1 به بعد.

[2]. نخست‏زاده، مراد پسر اول است كه در فرهنگ‏های باستانی دارای امتیازات ویژه‏ای بود.

[3]. خروج باب 4 به بعد.

[4] . در این مدت خداوند ابری در آسمان بر سر آنان قرار داد و برای آنان از آسمان مَنّ (نوعی شبنم) وسلوی (مرغ بلدرچین آماده خوراك) می‏فرستاد. در این مدت بود كه بنی‏اسرائیل بهانه‏های مختلفی برای حضرت موسی می‏گرفتند و از او تقاضاهای بسیار داشتند.

[5] . البته از منظر قرآن ، سازندة گوساله سامری بود نه هارون. قرآن هارون را نبی الهی و دامان او را از هر شرکی مبرا می­داند. مرحوم علامه بلاغی در کاتب الهدی الی دین المصطفی به این مسئله پاسخ دادند.





نوع مطلب : تاریخ یهودیت،
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

چت

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا